يك كودك پاك، درون اندام تواست
چون شهد و شکر هميشه در كام تو است
هشيار بكن تن عزيزش با عشق
او ساغروهم ساقي و هم جام تو است
اين گَرده و گردونه نماند بر جا
هر خشك شده صبو، نگردد دريا
در عمق خودت نگاه كن تا هستي
يك ذره در اين خاك نماند از ما
تكريم بكن بر تن و بر جان خودت
آباد بساز به عشق زندان خودت
تا چشم به هم زني رسيدي ته خط
از اول خط بببين تو فرجام خودت
با مهر بدوز بر تن خود جامه نور
با عشق بكش بر سر خود چادرتور
لبخند بزن كه خنده ات نقش خداست
هموار بساز بر خودِ خود راه عبور
----------------------------------
تقدیم به عزیزآقاو عزیز خانم عزیز...
عزیز آقا این درحقیقت فرموده خودشماست که به غزل تبدیل شده و نه بیشتر ...
دوشنبه دوازده بهمن ۱۳۸۸
|
+| نوشته شده توسط
آزیتا اسفندیاری در یکشنبه بیستم آذر 1390
|